محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )

37

آيين شهردارى ( فارسى )

دين شما استهزا كردند و آن را بازيچه گرفتند دوست مگيريد و از خدا بترسيد اگر مؤمن هستيد . » « 1 » و چون نامهء من به تو رسد حسان را به اسلام فراخوان . اگر مسلمان شد وى از ماست و ما از او ، و اگر ابا كرد از او يارى مخواه . چون نامه به كاردار رسيد آن را به حسان برخواند و او اسلام آورد . آن‌گاه طهارت و نماز را به وى آموخت . اين حكم اصل استوارى است كه استعانت از كافر را ناروا مىسازد تا چه رسد كه آنان را بر مسلمانان عامل و كاردار كنند . پس بر محتسب لازم است كه در كار اهل ذمه بنگرد و ايشان را به شروطى كه بر عهده گرفته‌اند و آنچه را از روزگار قديم بر خود لازم دانسته‌اند ملزم سازد ، و در ترك چيزى از تعهدات در گفتار يا در كردار بديشان رخصت ندهد و آنان را به رعايت مضمون نامه‌اى كه اهل ذمه به عمر بن خطاب ( رض ) نوشته بودند ملتزم كند ، آن نامه اين است : « نامه‌اى است به بندهء خدا عمر بن خطاب امير مؤمنان از نصاراى شهر فلان و شهر فلان : چون نزد ما آمديد و از شما براى خود و خاندان و مالهايمان امان خواسته‌ايم تعهد مىكنيم كه در شهرهاى خود و اطراف آنها كليسا و دير و قلايه « 2 » و صومعهء راهب نسازيم و هركدام كه خراب شود مرمت نكنيم و در سرزمين‌هاى مسلمانان نيز بدين كار نپردازيم چه در شب و چه در روز ، و نيز تعهد مىكنيم كه اگر مسلمانانى بر ما مهمان آيند سه شب به فراخى از ايشان پذيرايى كنيم و در كليساها و خانه‌هاى خود جاسوسى را جاى ندهيم و جاسوسى پوشيده بر مسلمانان نگماريم و به فرزندانمان قرآن نياموزيم و شرع خود را آشكار نكنيم و كسى را بدان فرا نخوانيم و اگر

--> ( 1 ) - « لا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِياءَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ » ( قرآن سورهء 5 « مائده » آيهء 57 ) . ( 2 ) - قلايه معرب كلاذه از معابد نصارى است و باقليه كه شبيه صومعه است در كليساى نصارى ، يكى است . ( از تاج العروس ذيل قلى ) .